حسين ایمانی
مرگِ معصومیت در بنبستِ بیامکاناتی / دهلران سوگوار تکواندوکار کوچک

تصویرش با آن لباس سفید رزمی و محافظ قرمز نشانی از قدرت و امید داشت . اما کسی نمیدانست این آخرین حضور او روی شیاپچانگ زندگی است. پسربچهی ۱۲ سالهای که دیروز برای افتخارآفرینی در مسابقات استانی ایلام روی تاتامی رفته بود، شبهنگام در چنبرهی سیستمی که درمان را فراموش کرده ، جان سپرد.
تصویرش با آن لباس سفید رزمی و محافظ قرمز نشانی از قدرت و امید داشت . اما کسی نمیدانست این آخرین حضور او روی شیاپچانگ زندگی است.
پسربچهی ۱۲ سالهای که دیروز برای افتخارآفرینی در مسابقات استانی ایلام روی تاتامی رفته بود، شبهنگام در چنبرهی سیستمی که درمان را فراموش کرده ، جان سپرد.
ساعتهای مرگبار در بیمارستان شهدا
داستان از یک درد شکم و لگن شروع شد. پس از بازگشت از مسابقات تکواندو ایلام و حادثهای هنگام دوچرخهسواری ، سونوگرافی خبر از لخته و خونریزی داخلی میداد، اما در بیمارستان شهدای دهلران زمان تنها چیزی بود که به نفع این کودک حرکت نکرد.
از ساعت ۲۲ که او با پای خود به بیمارستان رفت تا ساعت ۱:۳۰ بامداد که خبر فوتش کمر خانوادهاش را شکست، تراژدی ناتمام نبودِ تخصص رقم خورد. پزشک عمومی در تشخیص مستأصل، جراح غایب و متخصص بیهوشی در مرخصی! گویی در این شهر، جانِ یک انسان باید با تقویم مرخصیِ پزشکان تنظیم شود.
آقایان مسئول! این داغ ، اتفاق نیست، تقصیر است. تقصیر
رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایلام: فوت این تکفرزند، تنها یک آمار در پروندههای شما نیست . این گواهیِ صریح بر فقر امکانات و سوءمدیریت در توزیع نیروی متخصص است. چگونه بیمارستانی در یک شهر مرزی و کلیدی از داشتن تیم کامل جراحی و بیهوشی در لحظات بحرانی محروم است؟
نماینده حوزه جنوب و عضو کمیسیون بهداشت ، آقای چراغی! صندلی شما در کمیسیون بهداشت مجلس، زمانی ارزش دارد که بتواند جانِ کودکی را در دورترین نقطه حوزه انتخابیهتان نجات دهد. این مرگ، لکهی ننگی بر عملکردی است که در آن کمیسیون بهداشت سهم دارد اما بهداشت و درمانِ دهلران از بدیهیات محروم است. امروز دهلران عزادار شد، فردا نوبت کدام شهر است که قربانیِ نبودِ جراح شود؟
مدیریت بیمارستان شهدا ، سه ساعت زمان برای نجات یک بیمار دچار خونریزی داخلی ، عمری است. سردی ، بیمیلی و تعلل در اعزام یا فراخوان کادر درمان را چه کسی پاسخ میدهد؟ مرخصی بودنِ تنها متخصص بیهوشی شهر، عذر بدتر از گناه است.
عدالتی که زیر چرخهای بوروکراسی له شد
اگرچه پیشتر امامجمعه محترم دهلران نسبت به مدیریت بیمارستان نقدهایی داشت، اما شاید اگر آن نقدها با ادبیاتی کارشناسیتر و فشاری سیستماتیک همراه میشد، امروز شاهد کوچِ ابدی این قهرمان کوچک نبودیم.
این پسر ۱۲ ساله، نه قربانیِ ضربات مسابقه بود و نه قربانیِ زمین خوردن با دوچرخه . او قربانیِ فاصله شد. فاصلهی بینِ بودجههای دولتی تا تختهای بیمارستانی دهلران و فاصلهی بین مسئولیت تا عملکرد .
دهلران امروز نه فقط برای یک ورزشکار، که برای امنیتِ به یغما رفتهی سلامتاش گریه میکند. چه کسی پاسخگوی چشمان منتظرِ پدری است که تکستارهی زندگیاش، در سکوتِ تلخِ راهروهای بیمارستان خاموش شد؟
به همین راحتی، یک زندگی تمام شد اما به همین راحتی نباید از خونِ این بیگناه گذشت.