حسين ایمانی
آبدانان، «بهانه» است؛ هدف، تخریب است! چرا همه راهها به استاندار ختم میشود؟

این روزها گویا عادت شده است که برای هر اتفاقی بدون کمترین بررسی و بدون هیچ سند و پشتوانهای انگشت اتهام به سمت مدیریت استان نشانه برود. برق قطع میشود، استاندار مقصر است . آب دچار مشکل میشود ، استاندار مقصر است . هوا گرم میشود ، استاندار مقصر است . تصادفی رخ میدهد،
این روزها گویا عادت شده است که برای هر اتفاقی بدون کمترین بررسی و بدون هیچ سند و پشتوانهای انگشت اتهام به سمت مدیریت استان نشانه برود.
برق قطع میشود، استاندار مقصر است . آب دچار مشکل میشود ، استاندار مقصر است . هوا گرم میشود ، استاندار مقصر است . تصادفی رخ میدهد، باز هم استاندار مقصر است! آیا واقعا این شیوه قضاوت ، منصفانه و مسئولانه است؟
جای تأسف دارد که برخی افراد با ادعای خبرنگاری و مطالبهگری به جای پایبندی به حقیقت ، انصاف و وجدان حرفهای ، مسیر تخریب و هیاهوی بیپایه را در پیش گرفتهاند. مگر هر حادثهای را میتوان بدون تحقیق ، بدون سند و بدون آگاهی از واقعیتها ، به مدیریت استان نسبت داد؟
در ماجرای اخیر نیز حقیقت آنگونه که برخی با شتاب و غرضورزی روایت کردهاند، نیست. آمبولانس در همان زمان حادثه دچار مشکل شده است و این اتفاق ، همانگونه که مشخص است به معنای تعمد ، ترک فعل یا نسبت دادن مستقیم مرگ آن جوان به مدیریت استان نیست. از سوی دیگر آن مرحوم بلافاصله جان خود را از دست نداده است بلکه دو روز بعد در بیمارستان فوت کرده است.
حال چگونه برخی تلاش میکنند با تحریف واقعیت و احساساتی کردن فضا این اتفاق تلخ را به ابزاری برای تخریب مدیریت استان تبدیل کنند؟
سؤال اینجاست که این همه اصرار بر سیاهنمایی و التهابآفرینی برای چیست؟ آیا هدف دفاع از مردم است یا تسویهحسابهای شخصی و جلب توجه؟ کسانی که چنین کاسه داغتر از آش ظاهر میشوند بهتر است قبل از هر چیز، نگاهی به نیت و روش خود بیندازند. مردم آگاهتر از آن هستند که هر ادعای بیاساس و هر فضاسازی هدفمند را باور کنند.
اگر کسی واقعا دلسوز مردم آبدانان است، باید به جای دمیدن در آتش تفرقه و تخریب، به دنبال همدلی، مطالبهگری مستند و دفاع از حقیقت باشد. تخریب مدیریت استان، حمله بیمحابا به نیروهای بومی و ایجاد شکاف در افکار عمومی، نه خدمتی به مردم است و نه نشانی از صداقت دارد.
این نگاه پوپولیستی، این قضاوتهای شتابزده و این قلمزدنهای کجاندیشانه و مغرضانه نه جایگاه میآورد و نه محبوبیت. آنچه باقی میماند، قضاوت مردم و روسیاهی برای کسانی است که بدون انصاف، بدون سند و صرفا از سر غرضورزی، به نیروی بومی و مدیریت استان میتازند.
روزها میگذرند، اما حقیقت میماند؛ و در نهایت این حقیقت است که چهره منصفان و مغرضان را از یکدیگر جدا خواهد کرد.