حسين ايماني
دهلران ـ اندیمشک ، شاهراه وعدهها ، قتلگاه بیتدبیری

آقایان مسئول ایلامی ! یکبار برای همیشه سری به جاده دهلران به اندیمشک بزنید جاده دهلران به اندیمشک دیگر یک مسیر بینشهری نیست . نماد بیتوجهی، تعلل و وعدههای توخالی است. مسیری که سالهاست قرار است چهاربانده شود اما هنوز اندر خم یک کوچه مانده است. دو پیمانکار در این پروژه فعالاند . انصافاً
آقایان مسئول ایلامی ! یکبار برای همیشه سری به جاده دهلران به اندیمشک بزنید
جاده دهلران به اندیمشک دیگر یک مسیر بینشهری نیست . نماد بیتوجهی، تعلل و وعدههای توخالی است. مسیری که سالهاست قرار است چهاربانده شود اما هنوز اندر خم یک کوچه مانده است. دو پیمانکار در این پروژه فعالاند . انصافاً یکی از آنها قابل قبول کار میکند اما دیگری چنان کند پیش میرود که لاکپشت باید به حالش تأسف بخورد.
قرار بود تا اربعین امسال ۵۰ درصد پروژه به بهرهبرداری برسد. وعدهای که با وضعیت فعلی بیشتر شبیه شوخی تلخ است تا برنامه اجرایی . اگر همین روند ادامه پیدا کند، نه تا اربعین امسال بلکه تا چند سال آینده هم خبری از تکمیل این مسیر نخواهد بود.
در پروژههای عمرانی حداقل کاری که انجام میشود ایجاد راه دسترسی ایمن برای عبور خودروهاست تا مردم در عذاب نیفتند. اما در پروژه دهلران / اندیمشک گویا جان مردم هیچ اولویتی ندارد. مسیر فعلی باریک ، ناایمن، بدون شانه خاکی مناسب و پر از دستانداز است . جادهای که راننده هنگام ورود به آن ناخواسته فاتحهای برای خود میخواند.
شبها عبور از این مسیر چیزی جز استرس، خطر و اعصابخردی نیست. کوچکترین اشتباه میتواند حادثهای جبرانناپذیر رقم بزند. صدای اعتراض رانندگان سالهاست بلند است، اما انگار گوشی برای شنیدن وجود ندارد.
راهداری دهلران در خواب است. مدیری که سالهاست ساز رفتن کوک کرده، هر بار در برابر انتقادها میگوید «من رفتنی هستم». سه سال است که رفتنش طول کشیده، اما مشکلات مردم لحظهای متوقف نشده است. آیا این شیوه پاسخگویی به مردمی است که هر روز جان و مالشان را در این مسیر میگذارند؟
این جاده فقط مسیر تردد عادی نیست؛ راه ارتباطی مردم دشت عباس، مسیر بیماران به سمت دزفول و اهواز، و شاهراه زائران عتبات عالیات است. کسانی که برای درمان، کار یا زیارت ناچارند از این جاده عبور کنند، تاوان کمکاریها را با فرسودگی خودرو، هزینههای سنگین تعمیرات و مهمتر از همه با اضطراب و خطر جانی میپردازند.
آقایان مسئول! یکبار با خودروی شخصی خود، بدون تشریفات و اسکورت، از این مسیر عبور کنید. صدای ساییده شدن لاستیکها، ضربههای پیاپی به جلوبندی خودرو و ترس عبور از مسیر باریک شبانه را با جان و دل لمس کنید. شاید آنوقت بفهمید که مردم از چه میگویند.
هر سال یک ماه مانده به اربعین این جاده ناگهان مهم میشود. پروژهها جان میگیرند، وعدهها تکرار میشوند، و پس از پایان مراسم همه چیز به خواب زمستانی میرود تا اربعین بعدی.
گفتید ۵۰ کیلومتر از مسیر تا قبل از اربعین به بهرهبرداری میرسد.
پس کجاست؟
مردم دیگر وعده نمیخواهند . اقدام میخواهند . این جاده آزمون مسئولیتپذیری شماست. اگر ارادهای برای حل آن وجود ندارد، صادقانه
اعلام کنید تا مردم بدانند با چه واقعیتی روبهرو هستند.
صبر مردم حدی دارد. این جاده دیگر تحمل این همه بیتدبیری را ندارد.
پی نوشت ؛ قراردادهای مربوط به نگهداری، راهداری، خطکشی، روکش آسفالت، برفروبی، ایمنی راهها و تعمیرات جاری معمولاً با اداره کل راهداری و حملونقل جادهای بسته میشود.