فرماندار سرشکسته نشد

از ساعت خبر فوت دکتر آذر تا به امروز مردمان زلال زاگرس نشان دادند که چگونه میتوانند همدل باشند. اینجا همدلی از همزبانی بهتر است . در غم از دست دادن اسوه علم و اخلاق ، فرزندی که سالها در بالاترین جایگاه های علمی و سیاسی کشور با تکیه بر توانمندی علمی خود برای مردمانش
از ساعت خبر فوت دکتر آذر تا به امروز مردمان زلال زاگرس نشان دادند که چگونه میتوانند همدل باشند. اینجا همدلی از همزبانی بهتر است .
در غم از دست دادن اسوه علم و اخلاق ، فرزندی که سالها در بالاترین جایگاه های علمی و سیاسی کشور با تکیه بر توانمندی علمی خود برای مردمانش افتخار آفرید و در میان حزن و اندوه طوایف مختلف زاگرس با سربلندی به خاک سپرده شد .
چهره ماندگاری که مردمان شهر و دیارش بی اختیار برای مهربانی و مردم داریش ، برای علم و توانایی اش اشک ریختند و چهره شهر را سیاه پوش کردند و کسبه و بازاریان کرکره مغازه های خود را به نشانه عزای عمومی پائین کشیدند .
پیکر زنده یاد آذر بعد از چند روز به زادگاهش برای تشییع منتقل شد . زمان برنامه ریزی و فراهم کردن امکانات لازم برای حضور چند ده هزار نفری مردم بسیار اندک بود . مدیریت برگزاری مراسم به دهلران واگذار شده بود . میهمانان کشوری و لشگری هم می آمدند . می بایست مراسمی در شأن و جایگاه عادل برگزار می شد .
مردی از جنس مردم ، مردی مردم دار علی رغم همه مشکلات یک تنه به میدان آمد و کمتر از ۲۴ ساعت مدیریت امور و برنامه ریزی لازم برای برگزاری باشکوه مراسم را به دست گرفت و آن شخص کسی نبود جز لطیف صادقی فرماندار ویژه شهرستان دهلران .
لطیف با لطافت و حساسیت هرچه تمام بخوبی توانست مراسم را هدایت کند و با برنامهریزی های شبانه روزی در گرمای طاقت فرسا نمره رضایتمندی خود را از مردم دهلران بگیرد.
لطیف که بعد از شنیدن خبر درگذشت عادل خاطرات دوستی و رفاقت با او را مرور می کرد ، بارها اشک می ریخت و حزن و اندوه درگذشت عادل را اینگونه سرود ؛ براستی که با رفتنت قلب قلاقیران را شکستی و شانه های مانشت و اناران را گل آلود ، کمر کبیر کوه را خم ، سیاه کوه را سیاه پوش و دینارکوه را غم بار کردی و دهلران را زانو در بغل و عزادار ساختی …
فرماندار دهلران در عزای عادل لباس عزا بر تن کرد و مرد میدان شد . او که چفیه ای دور گردن داشت و شرشر همچون دیگران عرق می ریخت تریبون مدیریت برنامه ها را به دست گرفت . در میان جمعیت کمتر کسی او را می شناخت ، چون انتظار نداشتند فرماندار همچون مردم عادی باشد و کت و شلوار بر تن نکرده باشد .
غیرت مثال زدنی لطیف صادقی آنجا بیشتر نمایان شد که وزیر آموزش و پرورش هنگام سخنرانی بدلیل گرمای زیاد از حال رفت . صادقی که نزدیکترین شخص به وزیر بود سراسیمه او را در آغوش گرفت اما سرش به نرده های جایگاه برخورد کرد و خون جاری شد . صادقی بدون توجه به شکستگی سر خود مانع اخلال در مراسم باشکوه تشییع عادل شد .
بله ، صادقی، صادقانه مراسم تشییع فرزند نامی زاگرس را مدیریت کرد تا نشان دهد عادل شایسته این مراسم باشکوه بود . او سرش شکست اما سرشکسته نشد . صادقی سربلند شد تا مردمان این دیار عاشقانه او را ستایش کنند .
به راستی باید قدر همه فرزندان توانمند زاگرس که درکنار مردم هستند را دانست و آنها را تکریم کرد..
سرت سلامت فرماندار با غیرت شهرم / روحت شاد عادل …
برچسب ها :تشییع پیکر ، تشییع پیکر عادل آذر ، سرش شکست ، سرشکسته ، عادل آذر
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0